الفيض الكاشاني

600

ترجمة الحقائق ( فارسى )

وى « 1 » را خورده ، و اينكه چه تدبيرها از براى خود مىكرد كه « 2 » تا ده سال به آن محتاج [ m . b 141 ] نبود و حال آنكه تا مرگش بيش از يك ماه نمانده بود و غافل بود از آنكه از براى چه آفريده شده تا آنكه مرگ بر وى وارد شد در وقتى كه گمان نداشت و صورت ملكُ الموت از براى وى ظاهر شد و نداى بهشت يا جهنّم به گوش آن رسيد « 3 » . پس در آن وقت نظرى به خود مىكند كه آن نيز مثل رفته‌هاست و غفلت وى مانند غفلت آنهاست . و سعادتمند كسى است كه به ديگرى پند گيرد ، پس مداومت نمودن بر اين فكرها و امثال اينها « 4 » با داخل شدن مقبره‌ها و مشاهدهء بيماران موجب آن مىشود كه ياد مرگ در دل تازه شود تا آنكه غالب شود به حيثيّتى كه مرگ در برابر چشمها باشد ، و در آن حالت امّيد مىباشد كه مستعدّ آن شود و پهلو از دار غرور تهى سازد و اگر نه ياد مرگ كردن به ظاهر « 5 » دل و زبان كم فايده است در ترسانيدن و آگاه ساختن . و هرگاه دل خوش گردد به چيزى از دنيا بايد « 6 » كه متذكّر آن شود كه چاره‌اى از مفارقت آن نيست . فصل [ فوائد قصر امل ] و امّا قصر امل ، حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله فرمودند : هرگاه صبح كنى در خاطر مگذران كه به شب خواهى رسيد . وهرگاه شام كنى درخاطر مگذران كه به صباح خواهى رسيد . و توشهء آخرت را از دنيا بردار و از زندگى بهره‌اى از براى مردن بگير و در حالت تندرستى فكر حالت بيمارى را بكن ؛ زيرا كه نمىدانى كه فردا چه نام خواهى داشت « 7 » . يعنى نام مرده بر تو صادق خواهد بود يا زنده ، و تندرست خواهى بود يا بيمار !

--> ( 1 ) . وى / a s او . ( 2 ) . s a - كه . ( 3 ) . رسيد / a رسيده . ( 4 ) . اينها / a آنها . ( 5 ) . a + و . ( 6 ) . s - بايد . ( 7 ) . أمالي الطوسي : 526 ضمن سفارش آن حضرت به ابو ذر . مكارم الأخلاق : 459 .